خرید بک لینک
یارای گریه نیست، به آهی بسنده کن

آری، به آه گاه به گاهی بسنده کن

درد دل تو را چه کسی گوش میکند ؟

ای در جهان غریب ! به چاهی بسنده کن

دستت به گیسوان رهایش نمیرسد

از دوردستها به نگاهی بسنده کن

سرمستی صواب اگر کارساز نیست

گاهی به آه بعد گناهی بسنده کن

اهل نظر نگاه به دنیا نمیکنند

تنها به یاد چشم سیاهی بسنده کن

سجاد سامانی- وبلاگ غزل معاصر

برچسب: نویسنده: محمد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 11:50

ای صبح نودمیده! بناگوش کیستی؟
وی چشمه حیات لب نوش کیستی؟

از جلوهٔ تو سینه چو گل چاک شد مرا
ای خرمن شکوفه! بر و دوش کیستی؟

همچون هلال بهر تو آغوش من تهی است
ای کوکب امید در آغوش کیستی؟

مهر منیر را نبود جامهٔ سیاه
ای آفتاب حسن سیه پوش کیستی؟

امشب کمند زلف ترا تاب دیگری است
ای فتنه در کمین دل و هوش کیستی؟

ما لاله سان ز داغ تو نوشیم خون دل
تو همچو گل حریف قدح نوش کیستی؟

ای عندلیب گلشن شعر و ادب رهی
نالان بیاد غنچه خاموش کیستی؟

رهی معیری

برچسب: نویسنده: محمد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 11:50

مذ أحببتك..

صار العالمُ أجملَ ممّا كان!

الوردُ ينام على كتفي!

والشّمس تدور على كفّي!

و الليلُ، جداول من ألحان !

عبدالقادر مكاريا

برچسب: نویسنده: محمد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 11:50

شراب دیدگان تو سه ساله شد

دلم درون سینه استحاله شد

گذشته ای که ساختیم و زنده است

بهانه ای که کاشتیم و خانه شد

و انفجار مصرعی که ساختی

به لطف چشم های تو رساله شد

برچسب: نویسنده: محمد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 11:50

Ne dil yeter seni anlatmaya نه زبونم می تونه وصفت کنهne göz kiyar sana bakmamayaنه چشام می تونه نگاهت نکنهne ellerim doyanir sana dokunmayaنه دستام از لمس کردنت سیر میشهne kollarim uzanir seni sarmaya

برچسب: نویسنده: محمد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 11:50

صفحه بندی